وب نوشت پارسا

جولای 21, 2009

سیاست های هسته ای ایران

دسته بندی : نقد و بررسی — سید تقی کمالی @ 11:54 pm

 سیاست های هسته ای ایران در دوره جدید: بازنگری یا تداوم !؟

 

نویسنده: سیدتقی کمالی

 

بعد از نشست سالانه سران گروه هشت در ایتالیا و دادن ضرب الاجل به ایران در خصوص مذاکرات هسته ای، تغییرات اخیر در سازمان انرژی اتمی ملل متحد و انتخاب یوکیا آمانو به عنوان جانشین محمد البرادعی و نیز استعفای رضا آقازاده و انتصاب علی اکبر صالحی در جایگاه رییس سازمان انرژی اتمی ایران، موضوع تامل بر سیاست های هسته ای آتی کشور در قبال کشورهای غربی  را برجسته می سازد و در نوع خود نکته ای است که همزمان با تحولات  یاد شده  توجه به آن ضروری به نظر می رسد.                 

 

در سیر برنامه های هسته ای کشور طی سال های گذشته شاهد آن هستیم که موضوع مذاکرات بر مبنای دیپلماتیک و نقش راهبری پرونده هسته ای ایران بر عهده شورای عالی امنیت ملی قرار گرفته است و سازمان انرژی اتمی به عنوان هدایت کننده، بخش های  فنی، تحقیقات و راه اندازی مراحل مختلف تاسیسات هسته ای، چرخه سوخت، غنی سازی  و عملیاتی کردن مجموعه های تابعه را عهده دار شده است. طی سه دهه سپری شده از دوران انقلاب خصوصا سال های اخیر همزمان با پر رنگ شدن تحولات در برنامه هسته ای  اصول و استراتژی دسترسی به دانش و فناوری هسته ای  به عنوان یکی از مصالح  ملی مورد تاکید بوده که دستیابی بدان و تحقق اهداف  در این خصوص از اولویت های اساسی نظام برای تضمین پیشرفت و اقتدار آینده محسوب می شود.

 

پیش گرفتن سیاست های متعدد و متنوع  آمریکا علیه ایران از جمله سیاست های مهار و تحریم طی سالیان گذشته ایران را در تنگناهای بسیار قرار داده است ازجمله ضعف ناوگان هوایی و صنت هوایی کشور که مستقیما متاثر از تحریم ها ست که جان صدها انسان را به خطر انداخته است.علاوه بر چنین اوصافی  کشورهای غربی از جمله آمریکا با قدرت غیرقابل مقایسه رسانه ای جامعه جهانی را متاثر از دغدغه های خود دال بر کشمکش  بر سر ایران هسته ای نموده اند.     

 

لطماتی که طی سه دهه گذشته از تحریم های گسترده  بر جامعه ما وارد شده است، بسیار است و هر جامعه ای برای آنکه به اهداف و مقاصد اصیل خود دست یابد لازم است در مقابل متحمل هزینه شود اما با یک دیپلماسی فعال و پویا می توان بازیگردانی صحنه بین الملل را به دست گرفت و از اینکه فرصت های تحمیل اراده چنین کشورهایی  بر خواست ملی ایجاد شود، بازی را به نفع خود رقم زد. 

 

از آن جا که بازنگری در روش و تاکتیک مذاکره با طرف های گفت و گو به عنوان یک شیوه موثر برای ایجاد اقناع به منظور اعتماد سازی و هموار نمودن مسیر مذاکرات و فراهم ساختن زمینه رفع شائبه ها می تواند راهگشای زدودن غبار ابهامات در فضای بین المللی باشد و امری طبیعی به نظر می رسد بنابراین طی اظهار نظرهای مکرر استفاده از ابزار دیپلماسی مورد تاکید طرف های گفت و گو قرار گرفته است. تغییرات اخیر در سازمان انرژی اتمی ایران نیز نشان از ایجاد زمینه انعطاف و استفاده از برخی تاکتیک های متناسب با شرایط  در برنامه ها و تحولات آتی این سازمان و به سهم خود در تعاملات و رایزنی های فنی و دیپلماتیک دارد.  از جمله پیگیری مجدانه راه اندازی نیروگاه بوشهر توسط متخصصان روسی و عمل به تعهدات آنان و تقویت تولید ساننترفیوژها و توسعه علمی و فنی که  به طبع مورد انتظار است.

 

زمانبر شدن عمل به تعهدات طرف روسی نکته ای است که باید به طور جدی مورد توجه مسئولان امر قرار گیرد و نباید اجازه داد که بیش از این پروژه نیروگاه بوشهر مورد بی مهری و بی توجهی شرکت های روسی واقع شود و انتظار می رود با اهرم های  لازم با آنان رفتار مناسب صورت گیرد.

 

متاسفانه برخورد قهری با موضوع هسته ای ایران از جانب کشورهای غربی شرایط یک گفت و گوی متوازن را فراهم نمی سازد. تاکید نیکولا سارکوزی، رییس جمهوری فرانسه، بر اینکه « ایران تا ماه سپتامبر فرصت دارد مذاکره درباره برنامه هسته ای خود را آغاز کند و در غیر این صورت با تحریم های شدیدتری روبه رو می شود.» پیشاپیش زمینه ارتباط نا برابر را از موضع بالا دستی تداعی می کند که البته با ابراز تاسف این لحن گفت و گو طی تغییر و تحول سران این کشورها همچنان پابرجاست و قطعا با واکنش و بازخورد متقابل همراه خواهد بود و به نظر می رسد بیش از هر چیز برای ایجاد یک رابطه موثر و نتیجه بخش با ایران  این کشورهای غربی هستند که نیازمند اصلاح رفتار و اعتماد آفرینی می باشند.

 

بنابر آنچه اشاره شد اساسا مبنای هر گونه پیشبرد، مذاکره و برنامه ای در فعالیت هسته ای ایران مبتنی بر دستیابی است و هیچ عملی نمی تواند در این باره بازدارنده باشد. ما نباید برخوردها و هجمه های غرب با موضوع هسته ای ایران را ساده بگیریم ضمن آنکه از ثمرات روابط دیپلماتیک و محاسن سازنده تعامل به جای رویارویی غفلت نورزیم. فناوری هسته ای حق جمهوری اسلامی ایران است و موجب تولید مزیت برای ارتباط ها و مناسبات بین المللی ما خواهد شد. نتایج حاصل از تحقق اهداف توسعه فناوری هسته ای برای کشور بر کمتر کسی پوشیده است و نمی توان این ادعای دول غرب را پس از چند سال مذاکره همراه با رویدادهای جانبی آن به جا دانست که  صرفا بر نقاط تیره و تار این دستاورد مهم  انگشت گذاشته شود.

 

مسئولان ما نیز باید بر این نکته واقف باشند که برای تبدیل شدن به یک قدرت برتر علمی نیازمند گسترش ارتباطات خود با کشورهای صاحب علم و فناوری هستیم و تعامل در کسب دانش و توسعه شبکه علمی تسهیل کننده موفقیت های ما محسوب می شود. ما باید با نگاه واقع بینانه از تمامی ظرفیت های خود برای تعامل با جامعه جهانی بهره بگیریم و با قدرت و تصمیم گیری های سنجیده از فرصت های موجود در عرصه بین المللی به سود منافع ملی خود بهره برداری کنیم.  با هوشیاری و اقدامات بهنگام کشور ما می تواند موقعیت و جایگاه ارزشمند خود را در سطح جهان به خوبی نمایش دهد . این به درایت مسئولان ما بستگی دارد. ما باید خود را  از نو بشناسیم و با تاکید بر ارزش ها و آرمان های ملی نگاهی دیگر به مناسبات بین المللی و تعامل با جامعه جهانی داشته باشیم و قطعا در این راه به بازنگری روش ها و برنامه ها و تدوام اهداف و آرمان ها نیازمندیم.

 

فوریه 1, 2009

سیاست های آزمون و خطا

دسته بندی : نقد و بررسی — سید تقی کمالی @ 12:06 am

هزینه سیاست های « آزمون و خطا » در اداره کشور

نویسنده: سیدتقی کمالی

به راستی مسئولان ما از خود پرسیده اند که تا چه زمانی می خواهند به سیاست های « آزمون و خطا » در اداره کشور ادامه بدهند. چرا نباید یک الگوی جامع و سیاست راهبردی برای اداره کشور وجود داشته باشد؟ و دستگاه های نظارتی نیز در قبال کوتاهی و سهل انگاری مسئولان آنان را مورد بازخواست قرار دهند؟

مسیر و ملاک پیش روی  انقلاب اسلامی چیست؟ آیا این مسیر را « قانون اساسی » و « رهبری » تعیین نمی کنند؟ پس چرا شاهد رد پای اعمال سلیقه های مقطعی و بی تفاوتی و کم مهری به برنامه های بلند مدت و جامعی چون « توسعه » و « چشم انداز » هستیم؟

چرا باید افرادی کم تجربه و ناتوان به خاطر برخی ویژگی ها و مناسبات به عرصه سیاسی و اجرایی کشور راه یابند؟ چرا نسبت به افراد توانمند و شاخص اجرایی کشور کم لطفی می شود؟ آیا بزرگانی که روزی سکاندار این کشور بوده اند و در بدترین شرایط هدایت کشور و صیانت از منافع ملی را بر عهده  داشته اند باید امروز طرد شده و به حاشیه رانده شوند؟ چرا افرادی که به اصطلاح هنوز برادری خود را به نظام ثابت نکرده اند و مشخص نیست از کجا آمده اند و اصولا به دنبال چه می گردند، صرفا به منافع شخصی و گروهی التفات دارند و یا نه حداقل منافع ملی نیز برایشان از اهمیت برخوردار است، چنان قدرت جولان بگیرند که حتی بزرگان و سردمداران سابق و حال نظام را مورد اعتاب و مواخذه قرار دهند و آنان را مخل پیشرفت و تحقق آرمان های انقلاب معرفی کنند؟ آن زمانی که این بزرگان در تحقق و شکل گیری انقلاب، ثبات، سازندگی و استمرار آن نقش داشتند این افراد کجا بودند که حال کوس « انا الحق » سر می دهند؟

تا چه زمانی می خواهیم افراد را « سیاه و سفید » نشان بدهیم؟ چرا نسبت به سرمایه های انسانی و اجتماعی جامعه خود بی تفاوت هستیم؟ تا کی به سیاست آزمون و خطا ادامه خواهیم داد و الگوی جامع اداره کشور را چه زمانی خواهیم شناخت؟ آیا نباید گذشته پشتوانه آینده باشد؟ پس چرا پل هایی که پیش از این توسط دولتمردان سابق ساخته شده است باید تخریب شود؟

چرا در کشور شاهد حضور و فعالیت شوراهای راهبردی نیستیم که مدیریت و سیاست گزاری راهبردی کشور را در تمامی مقاطع و سرکار آمدن هر دولتی در دست داشته باشد و بتواند بی تفاوتی و کم اعتنایی به برنامه های توسعه و چشم انداز را به درستی نظارت، کنترل و هدایت کند؟ متاسفانه علی رغم این موضوع شاهد آن هستیم مراجع و شوراهایی که در بعد نظری و عملی کارایی داشته و یا با باز تعریفی مشخص می توانستند عملکرد مناسب و سازنده ای داشته باشند مانند شوراهای عالی و سازمان مدیریت و برنامه ریزی این چنین مورد جفا قرار گرفته و تیشه بر ریشه یشان زده می شود. این ها که درون دولت بودند و می توانستند به دور از حب و بغض خط مشی ها را بررسی کرده، تصمیم گیری بهنگام و جمعی داشته باشند  و به بهسازی برنامه های اجرایی مبادرت ورزند.

باید آگاهانه و به دور از تعصب به اداره کشور پرداخت. در شرایط کنونی سیاست آزمون و خطا بیش از پیش ما را در عرصه جهانی به عقب باز می گرداند و در خوشبینانه ترین حالت  جز در جا زدن برایمان عایدی نخواهد داشت. نباید این طور باشد که اعمال سلیقه های جناحی و گروهی در هر دوره ای منافع بلند مدت نظام را نادیده بگیرد.

انقلاب اسلامی ایران با گذشت  30 سال از عمر خود باید شاهد شکوفایی در تمامی عرصه ها باشد و برای آنکه بتوانیم در آینده حرفی از افتخارات نظام برای نسل پیش رو داشته باشیم لازم است که دستگاه های اجرایی، نظارتی و تقنینی و به طور کلی تمامی ارکان نظام و همه کسانی که به نوعی داعیه دلسوزی آن را دارند به وظایف خود به شایستگی عمل کنند و از مخدوش کردن چهره های شاخص و خدوم خودداری کرده و از رسوخ و نفوذ فرصت طلبان برای هزینه کردن سرمایه های نظام و افکار عمومی جلوگیری کنند.

آن چیزی که امروز باید بسیار بدان اهتمام داشت این است که مسئولان  به افکار عمومی جامعه احترام بگذارند و آنان را موم در دست ندانند و اجازه بدهند مردم در محیط سالم اصلح را برگزینند. افراد مسئول، روشنفکران و فعالان سیاسی و اجتماعی نظرات شخصی خود را به جامعه تحمیل نکنند. بگذارید شرایط به گونه ای نشود که حتی دیگر زمانی نتوان از مبانی، ارزش و اصول حرفی به میان آورد.

مردم آگاهند و بیدار اجازه بدهید انتخاب بر مبنای شعور باشد نه متعصبانه و همچنین برای آنکه مشارکت در انتخابات افزایش یابد باید به تنوع آرا در جامعه نیز عنایت داشت و بدان ها ارج قایل شد.

مسئولان و همچنین مردم باید به خوبی به یاد داشته باشند که فرصت هایی که به آنان داده می شود چیزی جز آزمون الهی نیست به گونه ای نشود که در پس این فرصت ها چیزی جز شرمندگی عایدشان نشود که این آیندگان هستند که بر کرده پیشینیان خود قضاوت خواهند کرد.

با نیروی وردپرس