رسالت قلم؛ قلمرو بیداری
نویسنده: سیدتقی کمالی
فرهنگ و ادب نامواره و شناسه وجودی یک ملت است و گویای اندیشه ها، باورها، هنرها و روحیات آن. در تمام اعصار اهمیت فرهنگ و ادب که زاییده زبان، تاریخ، جغرافیا و عوامل طبیعی و نژادی است کاملا محسوس بوده است فرهنگ و ادب بیانگر هویت و نماد یک تمدن است که صیانت و حفاظت از آن یعنی حراست از ذات ملت. فرهنگ و ادب میراث عظیمی است که تاریخ به ودیعه می نهد تا در سیر تطور به تعالی برسد و از بلایای تخریب و یغما مصون بماند. به راستی حافظ و پاسدار فرهنگ و ادب چیست؟ نشر دهنده و متمرکز کننده علوم و معارف تجربی و انسانی چه می تواند باشد .
قلم، پاسدار و نگهبان علم است. از این رو است که واژه پر مسمای قلم دوشادوش علم در مقاطع زمانی معنای اصیل و هدف کلی آن را حفظ کرده و موجب بومی شدن علوم و معارف بشری و نشر و گسترش، رشد و توسعه دانش شده است. رسالت قلم اصالت وجودی است و اصولا میزان قدرت قلم، قلمرو بیداری، آگاهی و روشن بینی را فراهم می آورد. هنگامی که صاحب قلم با جوهره اعتقاد قلم در دست گیرد و رسالت قلم را به خوبی دریابد نقش مؤثر و والایی در تربیت انسان داشته است.
قلم حرمت عظیم است که به هر کس ندهند. بدین سبب است که استعداد نگاشتن و واژه نگاری در وجود هرکس نیست و این لطف الهام بخش الهی است که صاحب قلم آن را تلطیف می کند و در راه آرمان های خود بکار می برد. باید اذعان داشت انتقال آثار ادبی و مکتوب و بن و بار فرهنگ در تاریخ مدید ایرانیان بس مهم بوده و در گذر روزگار نیز دستخوش حوادث و وقایع بسیار بوده است اما همچنان این فرهنگ اصیل که رگه های آن به حافظ، فردوسی، سعدی، مولوی، خیام و… می رسد پابرجاست و این صاحبان قلم و یاوران فرهنگ در این دیار فرهیخته میعاد هویت و اصالت را از دل نسل های پیشین گذر داده با صبغه اعتقادی و آرمان گرایی اسلامی، شیعی و انقلابی میراث پر بهایی را برای فردای ایرانی آباد و توسعه یافته با هویت اسلامی و انقلابی، الهام بخش و توانمند به دست آیندگان خواهند سپرد.
و اما آنچه باید امروز دانست : نفس قلم زیباست و ستودنی و این صاحب قلم است که قداست را در اثرنهادینه می سازد. رسالت امروز صاحبان فکر و اندیشه در این برهه زمانی حساس و تعیین کننده، بسیار سنگین است. تعهد در خدمت رسانی فرهنگی، هنری و ادبی موجب پاسخگویی صحیح به خواسته های اقشار جامعه می شود و باید زیر ساخت های اصلی این خدمت را شناخت، جاذبه های منافی اختیار را زدود و انسان را سرشار از رشد، تفکر و خلاقیت نمود، سیطره رکود فکری را رهانید و پس زد و اندیشه محوری و انگیزش را در خواننده بارور نمود .